مهدی رحیمی پاکدل در آیین رونمایی از ترجمه عربی مجموعه چهل جلدی «چلچراغ حکمت» بیان کرد:
در سپهر اندیشه دینی معاصر، شهید آیتالله مرتضی مطهری فراتر از یک نویسنده یا فیلسوف، به عنوان یک جریان فکری زنده شناخته میشود که آثارش همچنان کلید واکاوی بحرانهای فرهنگی و اجتماعی است. با این حال، رویکردهای اخیر در نهادهای علمی و پژوهشی، از جمله در نشستهای تخصصی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در مواجهه با این میراث گرانبهاست؛ تغییری که از مطالعه صرف کتابها فراتر رفته و به دنبال «اجراییسازی» منظومه فکری ایشان در قالب طرحهای تحولآفرینی همچون «مطهریِ تهران» است. ضرورت این تحول از آنجا ناشی میشود که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به مدل نواندیشی دینی مطهری برای پاسخگویی به شبهات نوپدید نیاز دارد، اما متأسفانه نگاه تشریفاتی و تقلیل دادن آثار استاد به متون امتحانی در نظامهای آموزشی و صداوسیما، باعث شده است تا عمق استراتژیک این تفکر در لایههای اجرایی کشور نفوذ نکند.
رئیس مرکز رشد و نوآوری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: ما به دنبال آن هستیم که استعاره «یک تدبیر و یک اراده» که متوجه حاکمیت میشود را به استعاره «هزار تدبیر و هزار اراده» که در نهادهای مردمیِ خلاق و نوآورِ سراسر کشور متولد میشود، تبدیل کنیم.
یکی از گامهای بلند در راستای بینالمللیسازی این تفکر، رونمایی از ترجمه عربی مجموعه ۴۰ جلدی «چلچراغ حکمت» است که دریچهای نو برای گفتگوی عقلانی با نخبگان جهان عرب میگشاید. این اقدام نه تنها پاسخی به ضرورت دیپلماسی فرهنگی است، بلکه با ارائه الگوی اسلام ناب، سدی محکم در برابر جریانهای تکفیری و سکولار ایجاد میکند. در واقع، طرح «مطهریِ تهران» بازخوانی همان الگوی موفقی است که در آن شهید مطهری با هجرت از قم به پایتخت، توانست پل ارتباطی مستحکمی میان حوزه و دانشگاه بنا کند. این طرح بر آن است تا با مستندسازی سیره عملی و تجربهنگاری روششناسی استاد، نسلی از نخبگان را تربیت کند که همچون ایشان، جامعِ معقول و منقول باشند و بتوانند با سعهصدر و عقلانیت، در متن چالشهای اجتماعی حضور یابند.
این گزارش به بررسی نشستها و آیین رونمایی از ترجمه عربی مجموعه ۴۰ جلدی «چلچراغ حکمت» میپردازد که با حضور شخصیتهای برجستهای همچون آیتالله رشاد، دکتر خسروپناه و علی مطهری برگزار شد. محور اصلی این رویداد، فراتر رفتن از مطالعه نظری آثار شهید مطهری و حرکت به سمت «اجراییسازی» اندیشههای ایشان در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، بهویژه در طرحی موسوم به «مطهریِ تهران» است.
تحقق این اهداف مستلزم نقد جدی به وضعیت موجود و بازنگری در ساختارهای فرهنگی است. برای آنکه اندیشه مطهری از قفسه کتابخانهها به متن تصمیمسازیهای کلان کشور منتقل شود، باید روششناسی او در مواجهه با مسائل مستحدثه به یک الگوی عملیاتی تبدیل گردد. پروژه «مطهریِ تهران» در واقع فراخوانی است برای بازگشت به هویت اصیل حوزوی در دل مدرنیته، تا ثابت شود که منظومه فکری شهید مطهری نه یک میراث تاریخی متعلق به گذشته، بلکه یک نقشهراه عملیاتی برای حل بحرانهای هویتی و معرفتی انسان معاصر در قرن جدید است. با تکیه بر این نگاه جامع، میتوان امیدوار بود که تبیین درست نواندیشی دینی، مسیر را برای تحول در علوم انسانی و بازسازی ساختارهای فرهنگی بر مدار عقلانیت اسلامی هموار سازد.



